راز مصطفی

بعضی وقتا اصلا باورم نمی شه مصطفی رفته باشه. داستان این یکی خیلی عجیبه .

از بعد مصطفی دارم فکر می کنم چی شد مصطفی اینجوری رفت. چرا داغ مصطفی اینقدر سنگین شد که حتی آقا هم به زبون بیان و بگن  "دل ما را سوزاند ...".

دیروز بالاخره راز مصطفی رو کشف کردم. رازی که این بار هم با خون فاش شد:

 

هر جا که قرار گرفته ‏اید، همان‏جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه‏ ى کارها به شما متوجه است.

به نظر من بایستى با این روحیه کار و تلاش کرد و زحمت کشید؛

در این‏صورت، خداى متعال به کارمان برکت خواهد داد.

مصطفی توی مرکز دنیای خودش ایستاده بود. مرکز دنیایی که می خواست آقاش علیه السلام ظهور کنند. با همون روحیه هم تلاش کرد و زحمت کشید. برکت کارش رو هم دید.

اگه دنبال برکت هستی برو توی مرکز دنیا....

/ 8 نظر / 10 بازدید
مهدی

با پستی از شهدا بروزیم

مهدی

با پستی از شهدا بروزیم

صفایی‌نژاد

هر کس مرکز دنیایی دارد و وظیفه‌ای. باید مدام مطمئن شویم که مرکز دنیایی که انتخاب کرده‌ایم، هنوز هم مرکز دنیای ما مانده است یا خیر. یا علی

فرزندخاک

اگر بدانیم آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در همه جا ناظر و حاضر است و کوچکترین عملکرد من نوعی میتواند در تعجیل یا تعویق ظهور ایشان موثر باشد عمل او دنیا را تکان خواهد داد.

جواد

خيلي خوب و كاربردي بود. ممنون

ايشالله كه مصطفي شما مثل شما نبوده باشد

احسام متین رزم

مرکز عالم شهید آقا انگار همه مفاهیم قشنگ عالم در جهاد خلاصه شده زندگی زیبا و مرگ زیباتر

مصطفای شهید، 3-5بار دیده بودمش دانشگاه، هیات اصغریون و... تااونجایی که یادمه باهم مصافحه هم کرده بودیم. خاطره ای مبهم ازورود پر سروصداش به دفتر بسیج یادمه. 2 نفر بودن که وقتی شهید شدن خیلی منو متاثر کردن مصطفای شهیدآقا، عماد مغنیه(رضوان الله علیه) تو اجلاس بیداری اسلامی و جوانان واقعا جاشو خالی احساس کردم. یه برگه پیدا کردم؛ روش نوشتم:"مصطفی احمدی روشن جایت خالی است." برگه رو بالا گرفتم. بنا به هر دلیلی که نمیدونم؛ جمهوری اسلامی ایران نماینده ای برای سخنرانی تو نشست پایانی نداشت. اما وقتی فهمیدم خانم مصطفای شهید سخنرانی می کنن خیلی خوشحال شدم. وسط سخنرانی بود که کل سالن به احترامشون قریب به یک دقیقه ایستادنو تشویقشون کردن. حتی سلفی ها، حتی التقاطی های چپ و راست. حتی بعضی مصری هایی که از مرز افتحار به انقلابشون خارج شده بودند و به وادی غرور وارد شده بودن. به راستی که مصطفای شهید بهترین نماینده برای ما بود و خانمش بهترین نایب برای مصطفی اصلا خون مصطفی انگار یه جنس دیگه ای داشت."""""""""رد خون مسول واحد فرهنگی بسیج شریف تا نیویورک هم امتداد داشت! کار فرهنگی