بمب....

این دومین بار است.

باز هم ویرانی خانه پدری.

باز هم تکرار تاریخ ...

باز هم توطئه به ارث رسیده آل مروان و بنی عباس .

باز هم ناراحتی و خشم ما از جسارت دشمن...

باید کاری کرد برای غربت مولا!

 

 بمب....

این هزارمین بار است.

باز هم خون به دل شدن پدری.

باز هم تکرار هفته های گذشته ....

باز هم اعمال من و توطئه های نفسم.

باز هم بی تفاوتی من از پرونده سیاهم ...

باید کاری کرد برای غربت مولا!

 

تو بگو!

برای کدامین تسلیت بگویم....

برای کدامین داغ شرمسار شوم ....

برای داغی که دشمن بر دلت می گذارد یا داغی که .....

 

بگذرم ... خلاصه اینکه حرفی نیست جز شرمندگی.