بعضی وقتا اصلا باورم نمی شه مصطفی رفته باشه. داستان این یکی خیلی عجیبه .

از بعد مصطفی دارم فکر می کنم چی شد مصطفی اینجوری رفت. چرا داغ مصطفی اینقدر سنگین شد که حتی آقا هم به زبون بیان و بگن  "دل ما را سوزاند ...".

دیروز بالاخره راز مصطفی رو کشف کردم. رازی که این بار هم با خون فاش شد:

 

هر جا که قرار گرفته ‏اید، همان‏جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه‏ ى کارها به شما متوجه است.

به نظر من بایستى با این روحیه کار و تلاش کرد و زحمت کشید؛

در این‏صورت، خداى متعال به کارمان برکت خواهد داد.

مصطفی توی مرکز دنیای خودش ایستاده بود. مرکز دنیایی که می خواست آقاش علیه السلام ظهور کنند. با همون روحیه هم تلاش کرد و زحمت کشید. برکت کارش رو هم دید.

اگه دنبال برکت هستی برو توی مرکز دنیا....